X
دلهره

دلهره
پيوندهای روزانه

زنبوری موری دید که به هزار حیله دانه به خانه میکشید و در آن رنج بسیار

میدید و حرصی تمام میزد.

او را گفت: ای موراین چه رنج است که برخود نهاده ای و این چه بار است

که اختیار کرده ای؟

بیا تامطعم و مشرب(آب و غذا)من ببین،که هر طعام لذیذتر است تا من از آن

نخورم به پادشاهان نرسد، آنجا که خواهم نشینم و آنجا که خواهم خورم.

این بگفت و به سوی دکان قصابی پر زد و بر روی پاره ای گوشت نشست.

قصاب کارد در دست داشت و بزد و زنبور را به دو پاره کرد و بر زمین افتاد.

مور بیامد و پای او بگرفت و بکشید.

زنبور گفت:مرا به کجا میبری؟

مور گفت:هر که به حرص به جائی نشیندکه خود خواهد،به جاییش کشند که

نخواهد.

و اگر عاقل یک نظر در این سخن تامل کند،از موعظه واعظان بی نیاز گردد.. .

جوامع الحکایات سدیدالدینمحمدعوفی.

[ پنجشنبه 14 بهمن 1395 ] [ 13:55 ] [ حامد ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

به حرفهایی که میخواهی بزنی دقت کن ؛

شاید همین حرفها ، دلی را ناخواسته برنجانند...

و

نسبت به حرفهایی که میشنوی بی دقت باش ، شاید از دهانی شنیده باشی

که قبل از حرف زدن به آن فکر نکرده ...